
دنگ شو....گفت:یه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمپس راه من سایه ها اومدن پر از وهم و شکلو ادا اومدنخبر دادن از رفتن رنگ شب از آواز و از خنده ی روی لبیه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمالا ای که تو آفتابی همی منم خسته از حیله روزگارچه باشد که بر من بتابی همی بر این جاده ی خاکی انتظارتو گفتی که تنها و لب بسته ای در این خشک و خالی شبببر دستتو توی تقویم و باز از اون روز های قشنگش بیاریه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمیه شب بی خبر مونده بود اومد شبش بی سحر مونده بود اومدمیه شب پشت در مونده بود اومدم ...
ادامه مطلب
کاش میفهمیدم که کسی که مهر من بر روی قلبش زده شده به این راحتی من و فراموش نمیکنه... و کاش توم این رو میفهمیدی... که چقدر سخت گذشتن..چقدر سخت منطقی بودن..چقدر سخته نخواستن کسی که عاشقش میشی... این دل من شده درد...درد و درد و درد....و باز باید عادت کنه به درد...اصلا دل داشتن یعنی خود درد...چون چه داشته باشی چه نداشته باشیش..غمگینی... ...
ادامه مطلب
دنیا ها..را دیدی...متفاوتند.... فکر ها..درخواست ها.... همه متفاوتند.... قبلا فکر میکردم در ادم ها باید دنبال تفاوت ها بود ولی الان میبینم که باید دنبال شباهت ها بود...شباهت ها..زبان مشترک..چیزایین که کمک میکنن تو بتونی ابراز وجود کنی..باشی..بفهمی.. بفهمنت... اما تفاوت ها.ریشه میدونن..جدا میکنن..باز میکنن و آخر سر میریزن.. ...
ادامه مطلب
لذت ببر از زندگیت..از بارون..از سیگار زیر بارون..از جانی کش...از اینکه دوست داشته باشی..شاید زیاد نه...از اینکه دوست داشته باشن...شاید زیاد نه.... لذت ببر از زندگی...لذت ببر از اعتماد کردن...لذت ببر از بودن ها...لذت ببر از نبودن ها... لذت ببر از دلتنگی ها.... مرگ...تنهایی..عشق...دوستان........ لذت ببر از زندگی......
ادامه مطلب
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توستوین جان بر لب آمده در انتظار توستدر دست این خمار غمم هیچ چاره نیستجز باده ای که در قدح غمگسار توست ساقی به دست باش که این مست می پرستچون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توستهر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میانآسایشی که هست مرا در کنار توستسیری مباد سوخته ی تشنه کام راتا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست بیچاره دل که غارت عشقش به باد دادای دیده خون ببار که این فتنه کار توست هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفتاین شاخ خشک زنده به بوی بهار توست ای سایه صبر کن که برآید به کام دلآن آرزو که در دل امیدوار توست امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) شعر بينظير...ص...
ادامه مطلب
باورت بشود یا نه..پاییز فصل بدی است.. نفرت انگیز است.. لامصب عاشقت می کند... عاشق.. .. پادشاه فصل ها جذبت می کند...تو را به چالش می کشد...ودر یک پاییز تو را می کشد....شیره جانت را میکشد... جامعَشَ قَ را به خوردت می دهد...و رهایت می کند در یک فضای سکون... یک فضای یکتایِ مسکونِ وحشت انگیزِ.. آرام بخشش.. باورت بشود یا نه.. نیمه دوم آذر نفرین شده است... فرقی ندارد چه سالی باشد...چند دهه از زندگیت گذشته باشد... در نوجوانیت باشد...یا در جوانیت......آذر نفرین شده است.. باورت بشود یا نه... 18 آذر نفرین شده است...حالا میفهمم 17 آذر هم نفرین شده است... باورت بشود مهم نیست ساعت 10:30صبح باشد...
ادامه مطلب
هیچی ارزش نداره.. باور کن ارزش نداره.. وقتی میفهمی یه دختر 26و7 سال تو خواب سکته میکنه.... حتی دور.. حتی نشناسیش همین که میبینی یهو نیست.. یهو تموم.. یهوووو...یهووو... لعنت به غرور.. لعنت به یهوووو......
ادامه مطلب