مردی که هیچ نمی دانست

متن مرتبط با «مرگ تدریجی یک رویا» در سایت مردی که هیچ نمی دانست نوشته شده است

مرگ

  • نیلوبلاگ

    هیچی ارزش نداره.. باور کن ارزش نداره.. وقتی میفهمی یه دختر 26و7 سال تو خواب سکته میکنه.... حتی دور.. حتی نشناسیش همین که میبینی یهو نیست.. یهو تموم.. یهوووو...یهووو... لعنت به غرور.. لعنت به یهوووو......

    ادامه مطلب
  • دست از کار میکشم

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم که این نوشته رو کی نوشتم..میدونم مال سال ها پیش... و من دوسشون دارم و برای ثبت شدنشون میزارم اینجا: xa0 دست از کار میکشم. فرار می کنم به سوی یاد نگاه تو... آرام میشوم...نه نه..نا آرام میشوم.. نا آرام تر از همیشه..از نگاهت..از حریم نگاهت...که مرا به بازی میگیرد.. آنگاه که انها را از من دریغ میکنی..آگاه به سوی دیگر خیره میشوی...انگاه که میدانی اسیرشان شده ام اما از من دریغ می کنی....ومن هرآینه اسیرتر میشوم.. xa0 نمواین اسارت سکوت من است..دزدیدن نگاهم از نگاهت..که مبادا بفهمی در دلم آشوبی ب...

    ادامه مطلب
  • همون یکبار بود

  • نیلوبلاگ

    همون یکبار بود...سال ها باید بگذره تا بفهمی همون یکبار بود......

    ادامه مطلب