
دنگ شو....گفت:یه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمپس راه من سایه ها اومدن پر از وهم و شکلو ادا اومدنخبر دادن از رفتن رنگ شب از آواز و از خنده ی روی لبیه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمالا ای که تو آفتابی همی منم خسته از حیله روزگارچه باشد که بر من بتابی همی بر این جاده ی خاکی انتظارتو گفتی که تنها و لب بسته ای در این خشک و خالی شبببر دستتو توی تقویم و باز از اون روز های قشنگش بیاریه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمیه شب بی خبر مونده بود اومد شبش بی سحر مونده بود اومدمیه شب پشت در مونده بود اومدم ...
ادامه مطلب
چرا همه رفتنا رو میزارن برای پاییز جمشید..... همش همش تو ذهنم تکرار میشه..همش...همیشه...چقدر مقاومت کردم برای پاییز...چقدر...اما لعنتی غمش همیشه قوی تره..همیشه... اینقدر که تا دی و بهمنم میکشه.......
ادامه مطلب
دلم تنگ شده برای این وبلاگم..دلم تنگ شده برای خاطراتم..دلم تنگ شده..برای همه چیز..دلم خیلی تنگ شده.....
ادامه مطلب
سالها زمان می برد ولی یک روز میفهمی...ارزش کسی که تو را دوست می دارد بسیار بیشتر از کسی است که تو او را دوست می داری.... سالها زمان می برد....و تو این را یک روز میفهمی...پ.ن: برای دل خودم.. ...
ادامه مطلب
کاش میفهمیدم که کسی که مهر من بر روی قلبش زده شده به این راحتی من و فراموش نمیکنه... و کاش توم این رو میفهمیدی... که چقدر سخت گذشتن..چقدر سخت منطقی بودن..چقدر سخته نخواستن کسی که عاشقش میشی... این دل من شده درد...درد و درد و درد....و باز باید عادت کنه به درد...اصلا دل داشتن یعنی خود درد...چون چه داشته باشی چه نداشته باشیش..غمگینی... ...
ادامه مطلب
دنیا ها..را دیدی...متفاوتند.... فکر ها..درخواست ها.... همه متفاوتند.... قبلا فکر میکردم در ادم ها باید دنبال تفاوت ها بود ولی الان میبینم که باید دنبال شباهت ها بود...شباهت ها..زبان مشترک..چیزایین که کمک میکنن تو بتونی ابراز وجود کنی..باشی..بفهمی.. بفهمنت... اما تفاوت ها.ریشه میدونن..جدا میکنن..باز میکنن و آخر سر میریزن.. ...
ادامه مطلب
آدم باید یکی و داشته باشه که وقتی یه آهنگ میشنوه که دلشو بدرد میاره یا باهاش حال میکنه با یکی شریکش بشه... اینو مینویسم فقط برای اینکه بدونی قبل اینکه این بلاگ برای همیشه بسته بشه چون اصلا فکر نمی کردم هیچ وقت اینجا رو بخونی یا برات مهم باشه...و همه ...
ادامه مطلب
چه باید فکر کرد.. چه باید...دروغ ها... به خیانت ها منتهی میشوند. کم مهری ها..... به تردید ها.... چه باید کرد....کی باید خود را رهای داد.. از تردیدها.. از بی مهری ها...از دروغ ها... از بی خوابی ها......
ادامه مطلب
بوسه ها عشق ها خاطرات دلتنگیها گریستن ها دلخوری ها جنگ ها صلح ها و در اخر دوست داشتن ها تمام این لغات برای معنی کردن یکزندگی کافیه. پ.ن: این رو حدود ۱۰ ماه پیش نوشته بودم.....
ادامه مطلب
باورت بشود یا نه..پاییز فصل بدی است.. نفرت انگیز است.. لامصب عاشقت می کند... عاشق.. .. پادشاه فصل ها جذبت می کند...تو را به چالش می کشد...ودر یک پاییز تو را می کشد....شیره جانت را میکشد... جامعَشَ قَ را به خوردت می دهد...و رهایت می کند در یک فضای سکون... یک فضای یکتایِ مسکونِ وحشت انگیزِ.. آرام بخشش.. باورت بشود یا نه.. نیمه دوم آذر نفرین شده است... فرقی ندارد چه سالی باشد...چند دهه از زندگیت گذشته باشد... در نوجوانیت باشد...یا در جوانیت......آذر نفرین شده است.. باورت بشود یا نه... 18 آذر نفرین شده است...حالا میفهمم 17 آذر هم نفرین شده است... باورت بشود مهم نیست ساعت 10:30صبح باشد...
ادامه مطلب
دلم میخواد باهات حرف بزنم لعنتی... به اندازه تمام زمانهایی که حرف نزدم...به اندازه تمام لحظه هایی که دوست باشی و نیستی.. دلم میخواد حرف بزنم.. دلم میخواد فقط حرف یزنم.... بعد فقط گوش کنم... فقط گوشش........ ساعت هاا... ساعت های مدید.......
ادامه مطلب