خرید بک لینک
دنگ شو....گفت:یه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمپس راه من سایه ها اومدن پر از وهم و شکلو ادا اومدنخبر دادن از رفتن رنگ شب از آواز و از خنده ی روی لبیه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمالا ای که تو آفتابی همی منم خسته از حیله روزگارچه باشد که بر من بتابی همی بر این جاده ی خاکی انتظارتو گفتی که تنها و لب بسته ای در این خشک و خالی شبببر دستتو توی تقویم و باز از اون روز های قشنگش بیاریه شب پشت در مونده بود اومدم شبش بی سحر مونده بود اومدمیه شب بی خبر مونده بود اومد شبش بی سحر مونده بود اومدمیه شب پشت در مونده بود اومدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 2:36

تموم شدی.. از اولویت های فکرم حذف شدی....کمرنگ شدی..بیرنگ شدی... مونده یه تصفیه حساب مالی که شایدم...... گفته بودم میروی دیدی عزیزم آخرش سهم ما از عشق هم شد قسمت زجر آورش ♪زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست ♪رفتنت یعنی مصیبت زجر یعنی باورش ♪حال من بعد از تو مثل دانش آموزیست که ♪خسته از تکلیف شب خوابیده روی دفترش ♪مرگ انسان گاهی اوقات از نبود نبض نیست ♪مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش ♪یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب ♪وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش ♪جای من این روز ها میزی است کنج کافه ها ♪یک طرف اندوه و من یاد تو سمت دیگرش ♪یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب ♪وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش ♪جای من این روز ها میزی است کنج کافه ها ♪یک طرف اندوه و من یاد تو سمت دیگرش این آهنگ فقط شد یا خاطره یکسال پیشم...تموم شد.. 15 دی تموم میشه..برای همیشه.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 2:36

میشنوی صدای زوزه باد های پاییزی را...

حس میکنی زجر بادهای پاییزی را.....

میبینی شروع دوباره غم را.....

بو میکنی نم بارون و خاک و سیگار پاییزی را؟....

میچشی طعم تلخ شراب پاییزی را؟......

چقدر پاییز برایم پر معنا شده...چقدر....

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 20:03

I wanted you to know I love the way you laugh
I want to hold you high and steal your pain away
I keep your photograph, and I know it serves me well
I want to hold you high and steal your pain

'Cause I'm broken when I'm lonesome
And I don't feel right when you've gone away
You've gone away
You don't feel me here anymore

The worst is over now and we can breathe again
I want to hold you high, and steal my pain away
There's so much left to lea, and no one left to fight
I want to hold you high and steal your pain

'Cause I'm broken when I'm open
And I don't feel like I am strong enough
'Cause I'm broken when I'm lonesome
And I

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 20:03

چرا همه رفتنا رو میزارن برای پاییز جمشید.....

همش همش تو ذهنم تکرار میشه..همش...همیشه...

چقدر مقاومت کردم برای پاییز...چقدر...اما لعنتی غمش همیشه قوی تره..همیشه...

اینقدر که تا دی و بهمنم میکشه....

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 20:03

دلم تنگ شده برای این وبلاگم..دلم تنگ شده برای خاطراتم..دلم تنگ شده..برای همه چیز..دلم خیلی تنگ شده..

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت: 15:48

شاید آنچه در 2012 یا 2016 باید اتفاق بیفتد در 2019 اتفاق بیفتد.

باید آماده بود...همه جوره...باید سرباز شد..سرباز بود..و همچون سرباز زیست..

حس من میگوید..که من جنگ دیگری را خواهم دید..واضح تر از آنچه در کودکی دیدم...

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

میگفتند بسیار خوب....من هم همین فکر و میکردم...خیلی زیاد....اما امان..از ادم های بدی که سر راه شهریور ها قرار می گیرند و اونها رو بسیار بد می کنند...

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

عکس ها و عکس ها و عکس ها.....

لعنت بر تمام عکس های که تو در آن خوشحالی... لعنت بر آن لبخند زیبایت....لعنت بر تو...که میتوانستی و نخواستی ...لعنت به من که میدانستم و نخواستم.......

باور کنم که آن دو چشم جادوی...در پی من نیست...در پی نگاه دوربین است...

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

سالها زمان می برد ولی یک روز میفهمی...ارزش کسی که تو را دوست می دارد بسیار بیشتر از کسی است که تو او را دوست می داری....

سالها زمان می برد....و تو این را یک روز میفهمی...

پ.ن: برای دل خودم..

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

کاش میفهمیدم که کسی که مهر من بر روی قلبش زده شده به این راحتی من و فراموش نمیکنه... و کاش توم این رو میفهمیدی... که چقدر سخت گذشتن..چقدر سخت منطقی بودن..چقدر سخته نخواستن کسی که عاشقش میشی...

این دل من شده درد...درد و درد و درد....و باز باید عادت کنه به درد...اصلا دل داشتن یعنی خود درد...چون چه داشته باشی چه نداشته باشیش..غمگینی...

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

دنیا ها..را دیدی...متفاوتند.... فکر ها..درخواست ها.... همه متفاوتند....

قبلا فکر میکردم در ادم ها باید دنبال تفاوت ها بود ولی الان میبینم که باید دنبال شباهت ها بود...

شباهت ها..زبان مشترک..چیزایین که کمک میکنن تو بتونی ابراز وجود کنی..باشی..بفهمی.. بفهمنت...

اما تفاوت ها.ریشه میدونن..جدا میکنن..باز میکنن و آخر سر میریزن..

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

حق داشتی...تو حق داشتی بعد مدت ها این و فهمیدم.....

که هیچ کس و تو زندگیم پیدا نمیکنم که اندازه تو من و دوست داشته باشه.... نمیدونم نفرینت بود یا دعات پشت سرم...

اما مرسی، مرسی که این حس رو برام گذاشتی که ارومم میکنه.... مرسی ...

خوبیش اینکه میدونم این متن رو تو هیچ موقعه نمیخونی...خوبه...باورت نمیشه چقدر خوبه... چون نمیتونی بخونی اینجا رو...نیمتونی....

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

این وبلاگ تعطیل شد.

به آدرس دیگه ای میرم..

دوست داشتید تو خصوصی پیغام بزارید. آدرس اون رو تو خصوصی میدم

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

آدم باید یکی و داشته باشه که وقتی یه آهنگ میشنوه که دلشو بدرد میاره یا باهاش حال میکنه با یکی شریکش بشه... اینو مینویسم فقط برای اینکه بدونی قبل اینکه این بلاگ برای همیشه بسته بشه چون اصلا فکر نمی کردم هیچ وقت اینجا رو بخونی یا برات مهم باشه...و همه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا پورعلی تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 17:26

صفحه بندی