
زبانxa0سکوت....در های باز... قدرت هر در... انسان قوی..با سکوت...در ها رو میبنده......
ادامه مطلب
معین: بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم من....پر از شک صدرا: و خداوند اندازه همون مقداری که بهش فکر میکنی وجود خواهد داشت. معین: دورات تموم شد بیا پیش ما هم یه سرک.. صدرا: خداوند را هرگونه ببینی همان خواهد بود.... معین: من بی تو تموم شده بودم..تو سرم و بریدی جوون شده بودم.. صدرا: فنا لی اله که شدی..میفهمی کجای این هستی..نیستی.. معین: تو بچه بودی..میدی خوشبختی رو تو دسته پولی... صدرا: اگر خدا را اندازهxa0نخود ببینی مانندxa0نخود برای تو خواهد بود.. معین: بچرخ تا بچرخیم......بچرخ تا بچرخیم....لع...
ادامه مطلب